**

با هم تا ظهور
**

از زمان باید همه چی رو فهمید!

وضعیت وبلاگ :

**

با هم تا ظهور

قهر خدا 97/2/23

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۲۴ ق.ظ
تو چه دورانی زندگی میکنیم تو چه روزگاری
کسایی که دور و برمون میبینیم که مشکل دارن یه دردی دارن یه غمی دارن ولی نمیتونیم کاری انجام بدیم
که دارن ذره ذره اب میشن عمرشون داره تموم میشه ولی نه میتونیم بهوشون راهی و روشی بگیم و نه میتونی حتی کمی خوشحالشون کنیم از همسایه تااا فامیل  دور تا مردمی که میبینی که مثل خودت مثل خونواده ی خودت دارن این ور اونور میزنن که جا نمونن که اگه بمونن دیگه ...نمیتونن ادامه بدن که زندگی از روشون رد میشه مردمی که هر جایی که میری میبینی دغدغه هاشون زیاده و این طبیعی نیست کسایی که حداقل از نزدیک میشناسیم  که تو مراسم ها ختم ها و سفر ها که میان و  .... میبینی و میبنی که زندگی سخت شده و همه در فشارند اکثرا در فشارن ...
اما برای کمک هم باید اول خودت رو نجات بدی خودت از ناامیدی ها از نشدن ها از شکست ها خوب بیرون بیای و بعد به اونا هم این مسیر  رو بگی اینطوری دست خالی که نمیشه باور میکنن اما اونقدر درگیر مسایل و مشکلات زندگی شدیم که فقط داریم زندگی میکنیم تا بگذره که من نمیتونم اینو تحمل کنم که بدون محقق شدن ارزو ها بدون خنده و تفریحی و فقط گذران زندگی کنیم
پدر مادرا
پدر مادرایی که دارن ذره ذره اب میشن و تو حسش میکنی که ارزوشون سلامتی و به جایی رسوندن پچه هاشونه عاقبت به خیریشونه خوشحالیه اوناست
پدر مادرایی که اذیت میشن و باز مثل پچه دنبال ما راه میفتن و کارامون رو راست و ریس میکنن خبر میدن پیگیرن با همه ی تلخی هایی که از جانب پچه ها میبینن ولی دونستن کافی نیست اگه فقط بدونی و کلا تا اخر فقط بدونی و درک کنی و عمل نکنی قدرت دست گیری کسی حتی یک نفر رو نداشته باشی دیوونت میکنه دیوونه میشی
کسی میتونه بگه هی با پدر مادرت درست رفتار کن اونارو نکار اونا رو اذیت نکن تو این سن منتظرشون نذار که قراره تو اونارو یه جایی ببری و وقتی نمیایی اوناهم مجبورن به بقیه دروغ بگن که چرا نیومدن و هیچی نمیگن وفقط میگن شما برید ما نرسیدیم ... کجا بودی ؟ چرا دیر میفهمیم
میدونید خیلی حرفه از کار های ریز و درشت وقتی داری ساز خودت رو میزنی و اصلا انگار تو یه فاز دیگه ای تو وقت تلف کردن تو ...  الان پچه دو سال فرار کرده و رفته خارج تا پناهندگی شو بگیره این طرف پدر و مادری که تو دو سال سرو صورتشون عین یه پیرمرد هشتاد ساله سفید شد و الان دارن باهم تو تنهایی زندگی میکنن تو بی خبری تو گیچی تو ... نمیدونن کجایی نمیدونن گرفتنت نمیدونن جات خوبه یا ....حتی اگه رفته باشی تا یه زندگی مناسب درست کنی تا مثلا از اینجا فرار کرده باشی ولی اخه اینا اینا که ده تا پچه ندارن دوتاست تویی و اون یکی
 شاید وقتی حرف زدی قبول کردن بری ولی اخه من دارم میبینم که حوصله ندارن که دلخوشیشون فقط صحبت کردن با همسایه هاست فقط نشستن جلوی در به همه چی خیره میشه به پچه ها به ماشین ها کسایی که خانواده ای دارن یه جایی میرن که دارن خودشون رو سرگرم میکنن که داره کاری میکنه که زنش خیلی فکر وخیال نکنه پدری که چند سال پیش یه عمل سنگین داشت من دارم میبینم که هر بعد از ظهر میشینه جلوی در و فقط  تاریک شدن هوا رو نگاه میکنه که تنها شدن که پدرت داره با خوشرویی با من احوال پرسی میکنه ولی دارم میبینم که فکرش اینجا نیست داره اب میشه ...چرا برنمیگردی چرا هر چقدر پدر مادرا پیرتر میشن ساده تر میشن رفتارشون نگاهشون شبیه پچه ها میشه چرا به چیزای دیگه تو یه سنی مشغول میشیم چرا سحر میشیم   چرا بعضی چیز ها رو دیر میفهمیم چرا دغدغه های دیگران مسله ها رو برای خودمون در اینده فکر نمیکنم پیش میان
 چیکار میتونیم بکنیم یاد حرف اقا مجید افتادم که میگفت دوران نوجوانی و جوانی معلوم نیست چیه خودش میگفت بعدش ادم میفهمه نه بابا دنیا اون نبود دنیایی هست اخرتی هست
 برادر میگی تقصیر اوناست میگی خیلی به من نرسیدن میگی خودشون اشکال داشتن منم بدبخت کردن ولی باشه اما پدر مادر کیه که عالی باشه هیچ وقت با ادم دعوا نکرده باشه حرص نداده باشن زور نگفته باشن ولی خب مگه برای چی بوده برای اینکه تو موفق نشی به جایی نرسی از قصد نبوده نمیدونم تونستم برسونم مگه زندگی دنیا یه جای فانتزیه که پدر مادرا ایده ال باشن یا همیشه تو سراسر زندگی باهاشون راحت و خوش گذرونده باشی تو بگی موجود باش بابا هم بگه باش
رفتی زندگی بسازی که شاید زیاد هم محکم نباشه اینجا یه چیز سست رو جا گذاشتی نمیدونم حتی نمیخوام یه ذره قضاوت کنم
اها داشتم اینو میگفتم که تو زمانی میتونی به کسی حرفی نصیحتی بگی که خودت رفتارت حداقل قابل قبول باشه درست باشه اذیتشون خیلی کم کرده باشی
چه میشه کرد اونا هم تقصیر نداشتم چه میدونستن که زندگی کار پیدا کردن زندگی ساختن اینطوری پیچیده میشه اونا هم نمیدونستم پس خواهش میکنم منصفانه به صورتشان نگاه کنیم
همه ی ما دیدیم و حتی تو خودمون تو دور وبریامون داریم اما باید کاری کرد بازم نمیخوام همشو اینجا کامل بنویسم اما باید کاری کرد باید نگذاشت پاداششون دسمزدشون این باشه اینها همونایی هستن که برای یه صحبت ها یه هدف ها یه چیز هایی اومدن و این راه رو قبول کردن این مسیر رو

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۲۹
منتظر....

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">