**

با هم تا ظهور
**

از زمان باید همه چی رو فهمید!

**

با هم تا ظهور

محدوده تعیین

پنجشنبه, ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ۰۵:۳۸ ب.ظ

چه بخواهیم چه نخواهیم در این محدوده از اتفاقات و تغییر و تحولات جهان به دنیا آمدیم 

 چه از نظر علمی چه از نظر سیاسی و تاریخی 

پس ساعت شنی عمر ما شروع شده نه آمدنمان  دست ما بود و نه رفتن 1 

از منظر فناوری 

چیز هایی را دیدیم که امروزه برای کودکان دهه 90 که هنوز درک درستی از اطراف خودشان ندارند مطمئناً در پنج سال بعدشان بی معنی خواهد بود و حتی شاید دیگر قابل لمس هم نباشد و اصلا ندانند که چگونه ابزار هایی بودند و ما چگونه با آنها کار میکردیم! 

مثل موتور بخار قطار برای ما

حدودا زمان به دنیا آمدن ما مقارن بوده با تغییرات عمده علمی در ایران ( از دهه 70) 

که خلاصه وار میشود کم کم تلفن ها  آمدند سپس همه گیر شد سپس بعد  آن همه گیر ها گوشی های دیگری آمد که همه گیر های قبلی را خوردند و آن ها جمع آوری شد ( مثلا دکمه ای ها)  سپس آن ها همه گیر تر شدند و اما سپس آن ابزار همه گیر جایش را به گوشی های  موبایل دادند در ابعاد بزرگ :) بعد آن ها همه گیر تر شد بعد کمی تغییر و تحولات کوچک و بزرگ در همین پیرامون سپس ارتباط جمعی آمد، رایانه آمد، مشتقات ش آمد، اینترنت آمد با این که گوشی های قبلی  بسیار کوچک هم شده بودند اما رفتند و touch ها آمدند خود تاچ ها بزرگ بودند و بعد نازکتر شدند بعد امکاناتشان زیاد شد و...  

آما حالا گوشی هایی کم کم در حال آمدن هست که سخت افزاری جایگیری ندارند و فقط یک لایه شیشه هستند یا صفحه لمسی مجازی آمد که همه جا میتوانی در هوا با آن کار کنی  یا از بعد حمل و نقل ماشین ها سرعت گرفت قشنگ تر شدند!! قطار ها سرعت گرفت زیر زمین روی زمین بالای ابر ها زیر ابر ها بعد کمی کاربری شخصی گرفتند کواد کوپتر ها آمدند و کوچک و بزرگ بعد حالا در بعضی از نقاط دنیا مسافر میزنند و با سرعت میروند و بعد و بعد......... 

****** زندگی کردن 

شاید حرص سیری ناپذیری باشد که همه پیشرفت ها و تحولات را تا آن جایی که جا دارد و نهایتش هست باشند و ببینند اما برای کسانی واقعا این گونه هست و از الان در استرس هستند  که آن زمان چه میشود زمانی که چیز های خارق و العاده و عجیب دیگری  بوجود می آید و آن ها شاید نیستند و یا باشند هم تقریبا یک فرد 60 ساله هستند و شور و شوق ایام جوانی را ندارند که لذت ببرند.

*******گذر عمر و فرصت ها 

بله این گونه نگرش ها به موضوع شاید برای خیلی ها مهم نباشند واز دور نظاره گرند  به آنها به عنوان یک چیز تازه مصرفی که شاید درست هم باشد اما برای معدود کسانی این گونه نیست کسانی که در این راه عمر خود را گذرانده اند و تک تک لحظات خوش زندگی را با کوچکترین تغییرات دنیای علمی همراه بودند قبول اینکه نخواهد توانست تا آخر شاهد پیشرفت آن باشند سخت است و بعضا هم حسرت عمر رفته را میخورند که چرا رفت :) یا که ارزو های عجیبی دارند که کاش میشد مثلا 30 بعد به دنیا می آمدم! این گونه،  همیشه حسرتی در گوشه ذهنشان دارند 

شاید شیرین نیست اما حقیقت است،  کما اینکه مثالش همان بچه 5 ساله هست که  در حال حاضر با لمسی کار میکند و رمز و قفل های بازی را از اینترنت دانلود میکند و نمیداند چه رنج دوران ها کشیده ایم با اینترنت قطره چکانی خانه :)

 حدود 20- 30 سال از مقدار تعیین شده  تا الآن گذشته، تا به این جا چطور گذشت؟ بقیه آن هم به همین منوال خواهد گذشت... 

+زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه خود خواند از صحنه رود 

صحنه پیوسته بجاست